International BaDKiDs !!!!             بچه های بد

از جوک تا طنز سکسی در بچه های بد

بنر دونی بچه های بد

بچه های سکسی

Danger KiDs

خنده تو خنده

Lover KiDs

بنر دونی ویژه بچه های بد


Friday, May 14, 2004

خاطرات مردی با آلت تناسليه ۴ متر -  قسمت سوم    ۲۵/۲/۱۳۸۳


با سلام ، خب بالاخره بعد از ۵ ماه قراره ادامه داستان مردی با آلت تناسليه ۴ متر رو بنويسم ، البته در ابتدا يک خلاصه ای از دو قسمت قبلی و بعد قسمت سوم ، البته شما ميتوانيد از اينجا به قسمت اول و از اينجا به قسمت دوم اين ماجرا برويد ، نکته ای که بايد بگم اينه که خوندن اين مطلب برای افراد زير ۱۸ سال توصيه نميشود ، در ضمن بعد از اين مطلب و در آنتهای اين مطلب ، يک راه بسيار بسيار موثر و صد در صد عملی برای عبوراز  پروکسی گذاشتم که مطمئنم خوشتون مياد ،



خلاصه داستان :


در همين ابتدا برای اون دسته از عزيزانی که معنی آلت تناسلی رو نميدونن بگم که ، معنيش ميشود : عورت ، دودول ، قوقول ، Penis ، شمبل ، چيز و ک ی ر ) .


۲۴ سال پيش به دنيا اومدم ، ولی برخلاف همه که پا از رحم مادرشون خارج ميکنن ، منو با آلتم بيرون آوردن و آلتم اون موقع ۵ برابر آلت بچه های ديگه بوده . به هفت سالگی رسيدم و بايد مدرسه ميرفتم ، تا اون موقع آلت تا سر زانوم رسيده بود و يکبار در زنگ ورزش لگد يکی از دوستام به زانوم و يا بهتر بگم به سر عورتم خورد و من در وسط حياط ولو شدم ، معلم ورزشمون اومد تا به زانوم دست بزنه و ببينه چه کارش شده ( آخه فکر ميکرد لگد خورده تو زانوم ) ، دستش خورد به انتهای چيزم . اولش کلی ترسيد ، فکر کرد يک چيزی تو پامه ، من هم هر چی گفتم که بابا هيچی نيست ، به خرجش نرفت که نرفت ، خلاصه پاچه شلوارمو تا بالای زانوم داد بالا و کلاهک چيزم افتاد بيرون ، بيچاره رنگش مثل گچ سفيد شد ، اولش فکر کرد که ماره (يعنی هر کسی جای معلمم بود ، باورش ميشد ، آخه کی انتظار داره که چيز يک بچه ۷ ساله اين قدر دراز باشه ).


خب اين مهمتريم خاطره از سال اول دبستانم بود ، ۱۲ ساله شده بودم و در اواسط سال تحصيلی با يکی از همکلاسيام سر اندازه چيز همه ديگه ، سر کل افتاديم و در دستشويی مدرسه رفتيم ، تا چيزامونو به هم نشون بديم ، اول اون نشون داد ، و وقتی من نشون دادم ، اون پسره از ترس غش کرد بعد ماجرا لو رفت و من از مدرسه اخراج شدم . ۱۹ سالخ شده بودم و آلتم در حالت خواب يک متر و نيم و در حالت فول سايز ۳ متر و ۱۰ سانت . يک روز يکی از دوستام منو دعوت کرد تا به خونشون برم و وقتی رفتم ، اون برام يک فيلم سوپر گذاشت ( برای خوندن تمام موارد و جزييات به اينجا برويد . )


و حالا ادامه داستان :


بعد از اون ماجرا ديگه عاشق اين جور فيلمها شدم و سعی ميکردم که هميشه جديدتريناشو به دست بيارم ، خلاصه يک سالی گذشت و اين فيلمها بدجوری روی من تاثير گذاشته بود و حسابی تو کف برده بودم ، ديگه آلتم در حالت خواب اندازش يک متر و نود سانت و در حالت فول سايز ۴ متر شده بود . خيلی دوست داشتم يکبار هم که شده من هم لذت سکس رو ببرم ، از طرف ديگه هم نميتونستم کف دستی بزنم ، چون با اون آلت ۴ متری کی ميتونست دستشو تا سرش ببره و برگرده ، تازه تو مشتم جا نميشد .


چند وقت ديگه که گذشت ، يه روز داوود ( همون که در قسمت قبل با هم فيلم رو نگاه کردم ) به من زنگ زد و گفت که مامان باباش رفتن مسافرت و خونشون خاليه و برای همين ميخواستن امشب خونشون تيکه ببرن و باهاش چيز بکنن و به من هم گفت بيا ، من هم از خدا خواسته قبول کردم ، ديگه تو پوستم نميگنجيدم و در باسنم عروسی عظيمی به پا بود که صدای عروسيشون رو خودم هم ميشنيدم ، ساعتها به کندی ميگذشت تا اينکه ساعت ۸ شب شد و داوود به همراه يکی ديگه از دوسناش با ماشين باباش اومد دنبالم و من هم رفتم عقب نشستم ، من همچنان در کونم عروسی بود و صدای دست و دايره بيرون ميامد ، برای همين ديگه تو ماشين نوار نذاشته بوديم و فقط صدای باسن من بود که از توش صدای آهنگه دختر بندری تو چقدر نازی بيرون ميامد .


خلاصه رفتيم طرفای جردن ، وای چه تيکه هايی ، بعضيا کنار خيابون بودن و داوود جلوشون ترمز ميزد ، ولی تا ميديدن ما ۳ نفريم بيخيال سوار شدن ميشدن ، با بعضيا هم سر قيمت کنار نمياميدم ، تا اينکه جلوی يک نفر ترمز زديم و اون گفت ۳ تايی ۹۰ تومن ، ديگه از روی ناچاری قبول کرديم ، ولی انصافا عجب چيزی بود ، يک هلوی به تمام عيار بود ، در عقبو باز کرد و اومد عقب کنار من نشست ، وای چه اندامی ، داشتم با خودم فکر ميکردم که اين چيز ۴ متری من چه سوری ميخواد بره اونجای اين دختره به ظريف مريفی . آلتمو مثل هميشه دور کمرم بسته بودم ، چون چاره ديگه ای نداشتم ، برگشتم يه نگاه به دختره انداختم ، واقعا چه جيگری بود ، داشتم دخترو لخت تو ذهنم تجسم ميکردم ، که احساس کردم آلتم داره شخ ميشه ، ترسيدم ، آخه تو ماشين هم جاش بود ، برای همين فکرم رو بردم يک جای ديگه ، تو فکرای خودم بودم ، که دست دختر رو ، روی پام حس کردم ، برگشتم بهش نگاه کردم ، بهم خنديد و گفت ، تو با اين قيافه بچه مثبتت ميخوای منو بکنی ، تو اصلا ميدونی شيار ک س از کدوم طرفيه و بعد خودش به همراه داوود و دوستش زدن زير خنده ، بد جوری بهم برخورد و اعصابم تخماتيک شد ، تو دلم گفتم ،آنچنان چل ۴ متريمو بکنم تو باسنت که جر خوردنتو فقط بتونن با چرخ خياطی بدوزن .


خلاصه به خونه داوود رسيديم و در رو باز کرديم و داخل رفتيم . همون جور تو حياط که بوديم داوود رفت طرف دختره و اونو بغل کرد و رفتيم تو . استرس تمام جونمو گرفته بود ، رفتيم بالا ، اول داوود و دوستش با اون دختره رفتن تو اتاق و من بيرون منتظر شدم تا کارشون تموم بشه ، يکم که گذشت صدای آخ و اوخ و جيغ داد به هوا رفت ، حس کردم که چلم ديگه داره اذيتم ميکنه ، همه لباسا رو کندم ، آلتم با شدت از دور کمرم باز شد و افتاد رو زمين ، يه ۱۰ دقيقه که گذشت داوود و دوستش اومدن بيرون و گفتن حالا نوبت منه ، من هم که از قبل آماده شده بودم ( يعنی لخت شده بودم ) اومدم که برم تو ، داوود دستمو گرفت و گفت يه وقت نزنی بلا ملا سرش بياری ، اصلا ميخوای اولش عقبکی برو تو و کم کم چيز ۴ متريتو بهش نشون بده ، من هم همين کار رو کردم و عقب عقب و به صورت کون برهنه وارد اتاق شدم ، همين جور که رفتم ، يک دفعه دختره گفت : عه عه اين ديگه چه مدلش نکنه ميخوای با باسنت منو بکنی ، يا اصلا ميخوای من تو رو بکنم ، و بعدش قاه قاه زد زير خنده ، ديگه طاقت نداشتم مسخره نم ، برای همين يک دغعه چرخيدم ، و کلاهک آلتمو آوردم جلو صورتش ، يک آن چشمای دختره از حدقه زد بيرون و من فر خوردن تمام پشماشو ديدم ، خيلی اعصابم از دستش خورد بود و با صدای بلند گفتم ، حالا بچرخ که ميخوام بکنمت .


دختره به من و من افتاده بود و بلند شد که در بره ، من هم سريع با آلتم سر راهشو بستم ، خلاصه بد جوری شلوغ پلوغ شد و بالاخره با وساطت داوود قرار شد که يه سر چلی تازه کنم ، دختره رفت چهار متر اون طرفتر و من هم اين ور شروع کردم به مالوندن چلم به اونجای دختره ، يه دو دقيقه که گذشت ديدم اصلا اين طوری که حال نميده ، اصلا تو اين دنيا کسی پيدا نميشه که کاليبراسيونش به آلت ما بخوره ، برای همين داوود يک فکر ديگه ای کرد ، بعد سريع يه سطل کف با يک ابر آورد و داد به دختره ، دختره هم شروع کرد به کفمالی کردن کل آلت من ، بعد يه که کارش تموم شد ، رفت اون طرف جای سر آلت و اونو تو بغلش گرفت و شروع کرد به دويدن طرف ته آلتم ، خلاصصه رسيد به ته آأتم و دوباره شروع کرد به دويدن طرف سر آلتم ، يه ده ، پونزده باری که اين کار رو کرد ، احساس کردم داره يه  اتفاقهايی ميفته ، چشمام ديگه اله پله شده بود ، حس کردم آلتم داره منفجر ميشه ، يک داد مثه اون پسر تو فيلم Scary Movie زدم و آبم با شدت هرچه تمامتر به بيرون فوران کرد ، بعدش هم به علت بيرون آمدن مقدار بسيار زيادی آب منی ، به صورت بيهوش افتادم و از حال رفتم .


نميدونم چقدر بيهوش افتاده بودم ، ولی وقتی چشمامو باز کردم ، ديدم تو ماشينيم و داوود داشت منو ميبرد خونه خودمون .


 و اين بود اولين خاطره سکس مردی با آلت تناسليه ۴ متر، نکته ای که بايد بگم ، اينه که اين خاطره خود من يعنی پسر بد ايرونی نيست و من فقط اين داستان رو نوشتم تا شما بخندين ، در ضمن اين داستان امکان دارد ادامه داشته باشد .


و حالا آموزش صد در صد عملی عبور از پروکسی :


اما روش اینه که ازطریقه سایتهایی که از SSL استفاده میکنن به سایته بسته شده برید(تعداد سایتهایی که SSL رو Support میکنن خیلی کم هس) . با SSL هچگونه Proxy نمیتونه اطلاعات رد و بدل شده رو ببینه................ اما نکته نکته نکته نکته نکته یه S هس که در URL باید بزنید......در URL زیر به S بعد از HTTP دقت کنید و این URL رو کپی و Paste کنید تو آدرس بار https:\\proxify.com  به S دقت کنید حتما حتما حتما S رو بزنید ، وقتی هم که وارده سايت بالا شدید کافیه که URL سایته مورده نظر که بسته هم هس رو بزنید و ........


معرفی يک سايت توپ :


خوب بالاخره سايت کيدزها دات کام راه اندازی شد ، اين سايت اولين سايت عضو مجمع کيدزها ميباشد ، که توسط دو تا از دوستان اينترنتی من يعنی M R 24 و ای جويباری طراحی و راه اندازی شده است . اين سايت بخشهای بسياری دارد و با طراحی زيبايی که دارد ميتواند ساعتها شما رو سرگرم کند . پس حتما همين الان برويد .


به کس خل دات org هم حتما سر بزنيد .


در ضمن اگه ميشه يه کم بيشتر نظر بزارين ، برای اين کار بر روی گزينه Comment :ليک کرده ، بعد يک صفحه ديگه مياد ، که اسمتون رو مينويسين  بعدشم ، اگه خواستين ايميل و اگه وبلاگ و يا سايت داشتين آدرسشو بنويسين ، در آخر هم نظرتونو برای من بنويسين ، با تشکر فرهاد



و در اینجا مطلبی دیگر از اینترناشنال بد کیدز به پایان رسید


امکانات

----------

لوگوی شماره 1

بچه های بد بین المللی

لوگوی شماره 2

بچه های بد بین المللی 2

بودن و یا نبودن

 

آمار وبلاگ ، این آمار از تاریخ 82/6/22 میباشد

 

کاربران آنلاین

online

موزیک وبلاگ

---------

مجمع کیدزها

SeX KiDs **** SeXy KiDs


Hashar KiDs

Killer KiDs

Danger KiDs

Bitch KiDs

بچه های سینمایی

بچه های پولدار

بچه های کس میخ

------------

آرشیو مطالب جدید

افتتاحیه ثانوی

عکسهای خفن

مامان من دیش دارم

تبریک سال نو

یک داستان ممنوعه در سریال نقطه چین

کس شانسی یعنی چی؟

آرشیو مطالب قبلی در وبلاگ قبلی

خر زن دادن

جوک 1

 دو شعر بر وزن کس شعر

عکس متحرک جن

جوک 2

یک شعر توپ از داریوش

چیزی مثل خاطره 1

پیام های بازرگانی

طنز خیالی نیست

جوک 3

من میحوام چی کاره بشم 1

چیزی مثل خاطره 2

یک شعر عاشقونه

هم پیام بازرگانی هم سرگرمی

یک فکر بد

یک شعر عاشقونه

روز تسلط زنان

شغلی برای آینده

چگونه یک مردم آزار باشیم

2 چگونه یک مردم آزار باشیم

رایانه ها مونثند یا مذکر

شعر طنز عشقهای الکی

گلچین جوک

خاطرات مردی با آلت تناسلیه 4 متر

اون روز لعنتی

تسلیت

خاطرات مردی با آلت تناسلیه 4 متر 2

اطلاعات سیاسیتون چقدره ؟

عبور از پروکسی

من که میدونستم منظورش چی بود

صندلی کنار راننده

زندگینامه شادمهر

علت غلتیدن پرتغالهای تامسون

با اینترنت پولدار شوید

----------

دوستان لوگویی

Aksestan



efaf Best Sexy

  Bache Koskhol

سوتی های مملی


شادي سرا

-----------

دوستان لینکی

رز نقره ای

ماه تابان

دنیای سکس

عشقهای الکی

بهترین کسهای ایرانی و خارجی

میو میو

توتیس

پارانوس

ممد باحاله و ممد آتیش

وبلاگ خیارشور

کیر تو کیر

سوتی های مملی

احسان رایانه

تمام حقوق این وبلاگ مطلق به فرهاد و نیما بدکیدز میباشد ، هر گونه کپی برداری از عکسها و مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد می باشد